پدر یعنی مهربانی
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن ، کوچک و کوچک تر میشود . . .
ولی پدر
. . .
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را
همیشه حفظ میکند ، خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست . فقط هیچ کس
نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد
. . .
بیایید قدردان باشیم
. . .
به سلامتی پدر و مادرها
سلامتیه اون پسری که . . .۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . .باباش گفت چرا گریه میکنی ؟
گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . .
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من
شیرم یا تو ؟
پسر میگه
: من !
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟
!
پسر میگه : بازم من شیرم
!
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره
میگه : من شیرم یا تو !؟
پسر میگه : بابا تو شیری
!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی
تو ؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر
کردم یه کوه پشتمه اما حالا . . .
به سلامتی هرچی پدره
. . .
روز پدر مبارک