یا مهدی ادرکنی....
من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم
از ان روزی که اربابم شود بیمار می ترسم
رها کن صحبت یعقوب و دوری ز فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم
همه گویند این جمعه بیا ،اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 8:5 توسط مریم رجبی
|